مثل اینکه طلسم اسکار برای سینمای ایران داره میشکنه
آقای فرهادی مرسی از جایزهای که برای مردم ایران به ارمغان آوری
مرسی که غرور و شادی رو به این مردم هدیه دادی


مسیر موفقیت
در واقعیت از دید مردم

نامه ی کمال تبریزی را بخوانید و به اشتراک بگذارید تا بلکه تبلیغات دهان به دهان به دیده شدن این اثر ارزشمند کمک کند.

سلام،
بالاخره فیلم «خیابان (های) آرام» پروانه نمایش گرفت و قراره بعد از «سعادت آباد» در گروه سینما آزادی اکران بشه. ولی ظاهرا قراره این فیلم هم مثل فیلم های دیگه به خاطر موضوعش مورد بی مهری رایج قرار بگیره! برای مثال، زمان صدور پروانه نمایش را طوری عقب انداختند که نوبت اکران درست مصادف بشه با ماه های محرم و صفر! و فقط هم به این امر بسنده نکردند و به تهیه کننده و پخش کننده اعلام کردند که اختصاصا برای این فیلم حق هیچگونه تبلیغی، نه در سطح شهر و نه در تلویزیون ندارید!!! و این تصمیم برای اولین بار در طول تاریخ سینمای ایران از طرف مسئولین کشور برای شرایط نمایش یک فیلم سینمایی گرفته شد! در واقع با زبان بی زبانی این نکته را اعلام کردهاند که ارشاد دوست ندارد مردم این فیلم را ببینند! و تا جایی که امکان دارد کاری کنند که فیلم «خیابان (های) آرام» کمترین بیننده را داشته باشد! و این از سیاستها و روشهای نوین حمایت از سینمای ایران است! ما حق هیچگونه تبلیغی برای نمایش این فیلم نداریم! مردم آهسته بیایند و فیلم را در کمترین تعداد ممکن ببینند و آهسته بروند! خدایا در این دوران پر افتخار به داد مظلومیت سینمای ایران برس!از آق ای رضوی، تهیه کننده محترم نیز گله دارم! تقریبا هیچ عکسالعمل مناسبی در برابر بلایایی که بر سر فیلم نازل می شود ندارد! هیچ اعتراضی را در برابر این موضوع منعکس نکرده است! و حتی از من خواست که اصلاحات بیشتری را نسبت به آنچه که ارشاد اعلام کرده بود انجام دهم تا خدای نکرده پلیس نیروی انتظامی هم از ما رنجیده خاطر نشود! فعلا در ساخت فیلم باید مراقب رنجش خاطر همه بود! رنجش خاطر فیلمساز اهمیتی ندارد!
کمال تبریزی
این تصویری از رد ستارههای رنگارنگ آسمان شب بر فراز تلسکوپ مجیک در لاپالماست
عکس از بابک امینتفرشی و امروز بر سایت عکس نجومی روز ناسا قرار گرفته است

مجیک تلسکوپی با آینهی 17 متری برای آشکارسازی پرتوهای گاماست
این عکس را اینجا ببینید:
دربارهی تلسکوپ مجیک اینجا بخوانید:
http://wwwmagic.mppmu.mpg.de/index.en.html
میدونم خبر قدیمی شده... ولی توی این قحطی خبرای خوب گفتم شاید از شنیدن دوبارهش خوشحال بشین... شاید هم بعضیها نمیدونستن و الان تازه متوجه میشن
دربارهی این باغ از ویکیپدیا بخوانید:
باغ شازده یا باغ ماهان یکی از زیباترین باغهای تاریخی ایران محسوب میشود. این باغ در حدود ۴ کیلومتری شهر ماهان و در دامنه کوههای تیگران واقع شده و مربوط به اواخر دوره قاجار است. مختصات جغرافیایی این باغ ۳۰ درجه و ۴ دقیقه عرض شمالی و ۵۷ درجه و ۱۷ دقیقه طول شرقی است. ارتفاع این منطقه از سطح دریای آزاد ۱۸۵۰ متر است.
![]()
این باغ در فاصله ۳۵ کیلومتری جنوب شرقی شهر کرمان و در مسیر جاده کرمان ـ بم در نزدیکی ارتفاعات جوپار بنا شده است. واقع شدن منطقه در مسیر عبوری کرمان به بم و در مسیر جاده کهن ابریشم از عواملی است که این محل را برای احداث یک باغ اشرافی مناسب می ساخته است. باغ شاهزاده به گونهای استقرار یافته که حداکثر استفاده از مناظر بدیع داخلی را به صورت زیر امکان پذیر میسازد: در بدو ورود، به ویژه در طبقه فوقانی سردر خانه به غیر از دیدها و مناظر بیرونی باغ، منظره چهارباغ و در جهت عکس آن منظره کوه را امکان پذیر میسازد. این مناظر عمده یعنی رؤیت حرکت آب، حوض ها و آبشارها هرکدام به نوبه خود تأکیدی بر محورهای عمود بر محور اصلی دارند و توأم با نظام گیاهی مناظر بدیع داخلی را ارائه میدهند.
این باغ به دستور عبدالحمید میرزا ناصرالدوله حاکم کرمان طی یازده سال حکمرانی وی (۱۲۹۸ ه . ق تا ۱۳۰۹ ه. ق) ساخته شد و با مرگ وی نیز بنای آن نیمه تمام رها شد. گفته میشود وقتی خبر مرگ ناگهانی حاکم را به ماهان میبرند، بنّایی که مشغول تکمیل سردر ساختمان بود تغار گچی را که در دست داشته محکم به دیوار کوبیده و کار را رها کرده و فرار نموده است. به همین علت جاهای خالی کاشیها را بر سردر ورودی میتوان دید. تاریخ بنای باغ ۱۲۷۶ خورشیدی است.
![]()
این باغ از نمونه باغ تختهای ایرانی است و در زمینی مستطیلی شکل به مساحت پنج و نیم هکتار بنا شده و دارای سردر ورودی بسیار زیبایی است. بناهای باغ عبارتند از کوشک اصلی یعنی سکونتگاه دائمی و یا فصل مالک که در انتهای فوقانی باغ قرار دارد. سردر خانه در مدخل باغ به صورت بنایی خطی جبهه ورودی باغ را اشغال کرده و در دو طبقه بنا گردیده است. طبقه فوقانی دارای اطاقهایی است که برای زندگی و پذیرایی پیش بینی شدهاند. سایر بناهای خدماتی باغ از حصار اصلی استفاده نموده و به صورت دیواری مرکب بناهای مختلف خدماتی را در نقاط مناسب در خود جا داده است. این باغ علاوه بر سردر، شامل عمارت شاهنشین و حمام نیز میباشد. در حال حاظر قسمت شاهنشین، به یک رستوران تبدیل شده و توسط بخش خصوصی اداره میشود.

در این باغ درختان میوه متنوعی به چشم میخورند و در جلوی عمارت هم حوضها و فوارهها آبنمای زیبایی را تشکیل دادهاند. منبع آب باغ رودخانه کوچک تیگران است. مسعودی بنای این باغ را از جنبههای مختلف معماری و نقش آب در آن بررسی کرده است.
هر سال گردشگران از این باغ زیبای ایرانی بازدید میکنند و از زیبایی و طراوت آن لذت میبرند. باغ شاهزاده در سی تیر ۱۳۹۰ به ثبت جهانی یونسکو رسیده است.
این هم یک نمای هوایی از این باغ وسط کویر... فوقالعادهست

بالاخره برگشتم به وبلاگم...
اول اکتبر در کشور اتریش «شب موزهها» نام دارد. همه میتوانند با یک بار پرداخت برای بلیت از ساعت 6 عصر تا یک نصفشب از موزههای این کشور بازدید کنند. 660 موزه در این طرح شرکت دارند و سال گذشته 430 هزار نفر، و دیشب هم 411هزار نفر در این طرح شرکت کردند که دو نفرش هم ما بودیم!!
![]()
برنامه خیلی جالبی بود. تا حالا این ساعت از شبانهروز در موزه نبودم. البته نمیشد یاد فیلم «شبی در موزه» افتاد! چون خب خیلی شلوغ بود. واقعاً استقبال مردم به نظرم خیلی جالب بود و جالبتر رفتوآمد مشتاقانه و پرتعداد مردم در خیابانها برای رسیدن به موزههای مختلف بود. تا ساعت یک هنوز موزهها پر از بازدیدکننده بود و شور و حالی که در خیابانها جاری بود قابل توصیف نیست. حس خیلی خوبی داشتم. حس آزادی و دوستی... دیدن این همه آدم از ملیتهای مختلف که فقط آمده بودند شبی را در موزههای وین سپری کنند. کسی به کسی کاری نداشت... کارکنان موزهها تا نصفشب با روی خوش پذیرای همه بودند... مردم مشتاقانه از پلههای موزهها بالا و پایین میرفتند و گالریهای مورد علاقهشان را پیدا میکردند و بیهیچ خیالی مشغول تماشا میشدند... رستورانها و کافهها مملو از جمعیت بود... و بودن در میان این جمعیت شاد و آزاد برای من خیلی لذتبخش بود...
واقعاً برای من لذت تماشای مردم از لذت گشتوگذار در موزهها بیشتر بود... موزهها را همیشه در سفرهایمان سیر میکنیم... تا جایی که وقت و پول اجازه بدهند اما دیشب فضای دیگری بود... از هر قشر و سنی میدیدی... خانوادهای که دست کودکان خردسالشان را گرفته بودند و به موزه آورده بودند... زن و مرد کهنسالی که دستدردست هم با لباسهای شیک در راهروها و پلهها شادمانه، شاید به یاد ایام جوانی، قدم میزدند... دخترکان و پسرکان نوجوان که شاید اصلاً هدفشان موزه نبود و با بازیگوشی و سرخوشی کودکانه از ته دل میخندیدند و اینجا و آنجا عکس یادگاری میگرفتند... و البته خیلی بودند کسانی که جدی و دقیق به بررسی تابلوها و اشیای زیبا و اطلاعات ارزشمند مشغول بودند... خلاصه موزهها باز بودند به روی همه... برخی از موزهها برنامههای متنوع داشتند، کارهای استثنایی میشد آنجا انجام داد که شاید در حالت معمول اجازه نداشته باشید... مثلاً در موزهی پول بازدیدکنندهها میتوانستند یک شمش 2 کیلویی طلای خالص را در دست بگیرند و حسی را تجربه کنند که شاید هرگز دیگر برایشان پیش نیاید... در رصدخانه و آسماننمای وین برنامههای نجومی برپا بود... میتوانستید به موزهی نابینایان بروید و ببینید یک نابینا چه تجربهای از زندگی دارد... یا در موزهی کفش، خودتان در مراحل ساخت کفش مشارکت کنید... میتوانستید در انواع موزههای هنری آثار هنری مختلف از دورههای گوناگون تاریخ هنر را تماشا کنید و لذت ببرید... یا در موزهی فیلم با تاریخ عکاسی و سینما آشنا شوید... یا از کلکسیون جواهرات سلطنتی در کاخ هوفبورگ دیدن کنید یا به دیدار مهمترین کلکسیون خصوصی نقاشی جهان در کاخ پرنس لیختناشتاین بروید... فهرست طولانی است و فکر میکنم همینقدر کافی باشد برای درک تنوعی که فقط در موزههای شهری مثل وین وجود دارد... از موزههای معمول گرافیک و مجسمه و نقاشی گرفته تا موزهی ارتباطات و پست، موزهی وسایل حملونقل شهری، و موزهی خصوصی موتورسیکلت...
مردم در چنین شهری امکانات فراوانی برای گذراندن اوقات فراغت دارند... جدا از موزهها، انواع کنسرتهای موسیقی از کلاسیک گرفته تا پاپ و جاز و راک... هر روز و هر شب در سالنی برگزار میشود... خلاصه این مردم هر لحظه اراده کنند برنامهای در گوشهای از شهرشان در حال اجراست که میتوانند در آن شرکت کنند... توریستها هم که نمیدانند از کجا شروع کنند و کجا گشتوگذارشان را به پایان ببرند! از بس که دیدنی دارد این شهر و زیباست...
![]()
فقط برای یک مقایسه ساده بگم که جمعیت شهر وین 2.5 میلیون نفر و اندازهش یکسوم تهران است...
راستی این را یادم رفت بگم از ابتکار شهردار وین... مترو این شهر در روزهای تعطیل 24 ساعته کار میکند و اولین شهر دنیاست که متروش چنین برنامهای دارد... خب توریستها و همهی مردم با خیال راحت تا 1 و 2 نصفشب مشغول بازدید از موزهها بودند و بعد هم سوار مترو شدند و به محل اقامتشان برگشتند... مترو را هم تا حالا این وقت شب اینقدر شلوغ ندیده بودم... پر از مردمی که سرخوشانه از تجربهی گذراندن «شبی در موزهها» با هم حرف میزدند...
منبع عکسها سایت ویکیپدیاست.
هنوز فرصت نکردم عکسهای خودم را پردازش کنم.
پروژه جهانی صلح ستارگان با کمک گروههای نجومی و حمایت برنامه جهانی غذا، شبی رصدی را در رصدخانه زعفرانیه تهران و چند شهر دیگر برای عموم مردم برگزار خواهد کرد. عواید این برنامه قرار است به قحطیزدگان سومالی تعلق بگیرد.

صلح ستارگان (StarPeace)، همچنین از همه همکاران خود در سراسر جهان خواسته است که همزمان با برگزاری شب رصدی در تهران، با کمک دفتر برنامه جهانی غذا (WFP) در منطقه خود به یاری این مردم قحطیزده بشتابند. سومالی در روزهای اخیر شاهد یکی از فاجعهبارترین حادثههای انسانی است که طی آن، بیش از 10 میلیون نفر در معرض قحطی شدید قرار گرفتهاند. ساکنین سومالی برای رسیدن به اردوگاه پناهندگان به ناچار قدم در راهی موسوم به جاده مرگ میگذارند؛ امید در گذر از این راه طولانی، رسیدن به جایی است که قطعه نانی یافت شود، اما بسیاری در آرزوی همین نان، جان میسپارند. پناهجویان سومالی نیز که به سلامت به اردوگاه میرسند، در انتظار کمکهای بشردوستانهای هستند که حداقلهای زندگی را تامین کنند: قطعهنانی برای رفع گرسنگی و جرعهای آب.
به همین منظور صلح ستارگان شب رصدی را برای عموم مردم ترتیب داده است. قرار است عواید برگزاری این برنامه به کمک برنامه جهانی غذا به دست پناهجویان سومالی برسد؛ برنامهای که به میزبانی ماه و زحل برای میهمانی ستارههای سومالی برگزار خواهد شد. گرچه این قدم صلح ستارگان کوچک است ولی امید میرود باقی نهادهای اجتماعی نیز در راه نجات این مردم نیازمند، گام های بزرگتری بردارند.
صلح ستارگان، نام پروژه ویژه سال جهانی نجوم (2009) است که از آن پس به عنوان میراث زنده سال جهانی نجوم از سوی یونسکو و اتحادیه بینالمللی نجوم شناخته شد؛ صلح ستارگان با برگزاری شبهای رصدی عمومی و همزمان در نقاط مختلف جهان به ترویج صلح از دریچه نجوم میپردازد. برنامه جهانی غذا، شاخه کمک غذایی سازمان ملل متحد، بزرگترین نهاد بشر دوستانه جهان است که با گرسنگی در جهان مبارزه میکند؛ برنامه جهانی غذا برای نجات قربانیان جنگ، درگیریهای داخلی یا بلایای طبیعی، به هر کجا که لازم باشد، غذا میرساند.
به همین منظور در ایران انجمنها و گروههای نجومی مختلفی تا به حال برای برگزاری برنامه، پس از غروب آفتاب جمعه، 21 مرداد، اعلام آمادگی کردهاند و از عموم مردم دعوت میشود که در این برنامه حضور به عمل برسانند:
بالاخره کتابی که در دست ترجمه داشتم تموم شد...
ترجمهی این کتاب را در اتریش شروع کردم... در برزیل ادامه دادم... بعد ایران... حالا در آلمان تموم شد...
دور دنیا رو باید میچرخیدیم تا تموم بشه 
عکسی از ماه گرفته در میان راه شیری تابستانی به همراه چندین جرم اعماق آسمان در سایت عکس نجومی روز ناسا:
عکس از بابک امینتفرشی

نسخهی بزرگتر این عکس را در این نشانی و در تاریخ 17 جون 2011 ببینید:
نظرات ()